کتاب

سخن دل: مهاجرت روستازاده‌ای از خراسان به جزائر دریای کارائیب

فریدون رحیمی

دکتر فریدون رحیمی در سال ۱۳۱۵ در یک خانوادۀ بهائی در روستای مصعبی در نزدیکی شهر فردوس در استان خراسان به دنیا آمد و سال‌‌ها بعد دست سرنوشت او را به کشور ترینیداد و توباگو در دریای کارائیب و سپس ایالات متّحدۀ آمریکا کشاند. «سخن دل» شرح خاطرات زندگی دکتر رحیمی است که از دوران کودکی او در خانواده‌ای مؤمن و آگاه و در تربیت معلّمینی مهربان و مهرپرور آغاز می‌‌شود و سپس با وقایع همنشینی او با بسیاری از برگزیدگان‌ خیراندیش و عالمدوست و خردمند از برّ و بحر در اقطار جهان برای ساختن جوامعی صلح‌پرور و‌ وحدت‌آفرین ادامه دارد و بازگوی فعّالیت‌‌های کاری و کوشش‌‌های شخصی او در این راستا می‌‌باشد


جامعه بهائی خراسان: رویدادها و خاطره‌ها

منوچهر مفیدی

دکتر منوچهر مفیدی در سال ۱۳۴۳ شمسی به عضویت محفل روحانی مشهد انتخاب و اندکی بعد به عضویت هیئت معاونت در خراسان تعیین گردید. خاطرات نویسنده گوشه‌هایی از حیات جوامع بهائی خراسان قبل از انقلاب و مطالبی نظیر تشکیلات امری، و فعّالیتهای انجمن حجّتیه علیه بهائیان را تصویر می‌کند. همچنین بخش بزرگی از کتاب شرح تضییقاتی است که در دوره جمهوری اسلامی دامنگیر بهائیان خراسان گردیده و مبتنی بر اطلاعات مستمر خود از آن‌ها است


چهار قلم: بررسی تطبیق مضمون در هنرها

شهریار سیروس

شهریار سیروس همزمان با فعالیت­های هنری در زمینه‌های نقّاشی، طراحی و خوشنویسی، نزدیک به سی سال به تدریس تاریخ هنر، کمپوزیسیون، مبانی هنرهای تجسّمی و فلسفۀ هنر مشغول بوده است. او در همین موازات مطالعات و تحقیقات مختلفی در زمینه‌های تاریخ و فلسفۀ هنر هم انجام داده که حاصل آن ده‌ها مقاله و سخنرانی پژوهشی دربارۀ فرهنگ و هنر ایران و جهان می‌باشد. این کتاب او به موضوع تأثیر «مضمون» در نقّاشی، موسیقی و ادبیات می‌پردازد و آن را در بستر فرهنگی و هنری ۱۲ شاهکار نام­دار مورد بررسی قرار می‌دهد


لحظات تلخ و شیرین

عزیزالله سلیمانی اردکانی

خاطرات «تلخ و شیرین» داستانی است از «سعادت و شقاوت» مردمانی که عزیزالله سلیمانی اردکانی از زمان کوچیدن خانواده به عشق‌آباد در کودکی و دوران شکوفایی ادبیش در مدرسه تا اجبار به ترک تحصیل و ورود به بازار کار در چهارده سالگی و بالاخره آمدن انقلاب کبیر و آشفته شدن احوال ایرانیان مقیم روسیه با آنان آشنا شده است که سپس با حکایت مهاجرت او به ایران و مشاهداتش از «ناهمواری‌های عالم و بی‌عدالتی‌های فرزندان آدم» و دقیق شدن او در احوال و عادات و سلوک و اخلاق مردمان ایران و کیفیت مصمم شدنش در پیشرفت در موازین حکمت قدیم و چگونگی کامل کردن علم خویش به منظور کمک به سعادت بشری و ورود آن «مجسمه‌های بدبختی» به اخلاقی جدید ادامه می‌یابد